قاسمى حسينى گنابادى

8

شاه اسماعيل نامه ( فارسى )

ح 411 - 416 ق ) راه او را ادامه داد ، با اين تفاوت كه قاسمى هزار بيت هاتفى را در مثنوى خود نياورده و يا اين‌كه اصلا آن را نديده بود و در دسترس نداشت . قاسمى در شاه اسماعيل‌نامه به بزرگى از هاتفى ياد كرده است و با اشاره به اثر او ، تمرنامه ( در شرح فتوحات تيمور ) او را همپاى نظامى ياد كرده و ستوده است : نگشتى اگر هاتفى سحرساز * لباس سخن را كه دادى طراز ؟ به وصف تَمُر گر نمىسُفت دُر * نمىگشت ازو گوش ايّام پُر ( نك : 700 - 701 ) و در جايى ديگر با اشاره به شاهنامهء او ، قصد خود را از ادامهء كار وى بازگو كرده است : در آن دم كه شد هاتفى سحرسنج * سخن را ز شهنامه بگشاد گنج كلامش كه برد از سر چرخ هوش * عُطارِد چو بشنيد بگرفت گوش . . . بود نسخه‌اش لوح زرّين مهر * كه بوسيد و بر سر نهادش سپهر هلالش نگرديده ماه تمام * كه شد غايب از ديدهء خاص و عام مرا بود در سر بسى روزگار * كه آرم ز بحرش گهر در كنار ( نك : 4214 - 4220 ) 9 - « در صفت عالى حضرت آصف پناهى » به اعتبار نسخهء « ب » و عنوان ذكر شده در اين نسخه ، منظور از « حضرت آصف پناهى » امير شمس الدّين محمّد نورى كمال است كه بنابر گفتهء اسكندر بيگ تركمان 20 از اكابر نور كماليهء اصفهان بود « و شش سال من حيث الاستقلال وزير بود » ؛ 10 - جنگ با شروانشاه فرّخ يسار و كشتن او ؛ 11 - تسخير آذربايجان و بر اريكهء سلطنت نشستن ؛ 12 - پيكار با الوند سلطان و هزيمت او ؛ 13 - جنگ با مراد بيگ تركمان ؛ 14 - ازدواج با تاج بيگم ، مادر شاه طهماسب ؛ 15 - نبرد با محمّد كرّه ؛ 16 - پيكار با حسين كيا چلاوى ؛ 17 - جنگ با علاء الدّولهء ذو القدر ؛ 18 - فتح بغداد ؛